معين الدين نطنزى
67
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
كردند و نزد توقتاى پيغام فرستادند كه : ما بندهايم و ايل ايلخانايم . اگر پادشاه عفو كند نوقاى را گرفته بسپاريم . پسران نوقاى از آن پيغام آگاه گشتند . قصد هزارها كردند . امراء هزاره نزد تكه پسر دوّم نوقاى كس فرستادند كه : ما بههم كنكاج جهت تو كرده بوديم ، اگر پيش ما مبادرت نمائى پادشاهى به تو دهيم . تكه پيش ايشان رفت و برفور او را حبس كردند . جكه كه برادر مهتر بود ، لشكر جمع كرد و با هزارهاى بزرگ مصاف داد . هزارها بشكستند و اميرى هزاره بدست وى افتاد . سرش نزد هزارهاى ديگر فرستاد كه تكه را گرفته بودند ، و سيصد مرد موكّل او بوده با او يكى شده در شب بگريختند و پيش نوقاى و پسران رفتند . چون مخالفت ايشان و لشكر شنيد با شصت تومان لشكر از آب اوزى بگذشت ؛ به كنار آب تركو كه يورت نوقاى بود فروآمد و از آن جانب نوقاى با سى تومان عرابه برسيد و به كنار آب فرود آمد و ديگرباره از راه تمارض در عرابه بخفت و نزد توقتاى ايلچيان فرستاد و پيغام داد كه : بنده ندانست كه پادشاه به نفس خود به مباركى مىرسد . ملك و لشكر از آن بندگان ايلخان است و بنده مردى پير و ضعيف همه عمر در خدمت پدران شما بسر برده بود . اگر خردهاى صادر شد گناه پسران بود . توقع به كرم پادشاه آن است كه آن گناه را عفو فرمايد . و در خفيه جكه را با لشكرى تمام فرستاده بود تا از بالا بر آب تركو بگذرد و بر توقتا و لشكر او زند . قراولان توقتا ، جاسوسى را بگرفتند و صورت حال تقرير كرد . توقتا چون از مكر او آگاه شد فرمود تا لشكرها مستعد گشته برنشستند . از جانبين جنگ در پيوستند و نوقاى و پسران را بشكستند و خلقى انبوه در آن مصاف به قتل آمد و پسران نوقاى با هزار سوار هزيمت كردند و روى به جانب كلار و باشغرد نهادند و نوقاى با هفده سوار مىگريخت . سوارى اوروس از لشكريان توقتاى او را زخمى زدند . نوقاى گفت كه : من نوقاام . مرا پيش توقتا بر كه خان است . اوروس او را عنان گرفته پيش توقتاى مىبرد ، در راه جان بداد . و توقتا مظفر به سراى باتو كه تختگاه ايشان است ، مراجعت نمود . و پسران نوقاى ترددى بىفايده مىكردند و چون از روزگار خود حاصلى نمىديدند ، تكه و جونى مادرش و بائيلاق مادر تورى با جكه گفتند : صلاح در آن است كه ترك